تبلیغات
ظهراب مددی - و باز بعد :
خانه پست الکترونیک RSS ارسال پیام RSS

و باز بعد :

عمومی | واژه نامه

دراین چند مدت که به عنوان آزمایشی این دم و دستگاه ناچیز را به راه انداخته ایم از این  سو و آن سو که بیشتر دوستان و آشنایان و کسانی هستند که به من لطف و عنایت دارند پیام هایی بر صفحه ی «رایانه» دیدم که خوشحالم کرد و از همه سپاسگزارم و به من دلگرمی برای ادامه ی کار می دهند.در بین این پیام ها،پیامی بدون نشان و نام از دوستی به ظاهر نادیده ، دیدم ولی با قرائنی که خود دارم و حدس زدم ایشان را شناختم و اگر اشتباه نکرده باشم خود دستی در هنر دارند و بختیاری را خوب می شناسند.انشاء الله که گرد و غبار خوزستان رنگ هایش را ازبین نبرده باشد.باری ایشان اشاره ای داشتند به نام پیشنهادی این کوچک براین صفحه است: لوکه  و نوشته اند که این واژه یعنی محل کار و غیر مستقیم خواسته اند آن را تغییر دهم. و باز اگر در شناخت ایشان اشتباه نکرده باشم باید بگویم چنین ک شما نوشته اید نیست .اگر به صفحه ی 226 ستون دوم  واژه ی سوم کتاب «واژه نامه ی بختیاری» نگاهی بیندازید می بینید که آمده است: "لوکه lawke سایه بان از نی که گاهی به جای تخت هم استفاده کنند.کپر". این بیفزایم که چون «لَوکه» را کمی دورتر از "بهون bohov~/bohun" یا "توtu " برپا می کردند بهترین مکانی بود برای وررفتن به چیزی و دست زدن به کاری  و شاید دوست ما از این دید نظر داده اند ولی اصل همان است که در کتاب آمده است.

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

من خود زمانی که کودک و نوجوان بودم و از شهر به «مال »مادری به دیدار اقوام مادری به ویژه پدر بزرگ  و مادر بزرگ می رفتم چنین چیزی را می دیدم و در روز برای گریز از گرمای کشنده ی گرمسیر زیر آن می نشستم و شب هنگام که هوا خنک می شد برای گریز از عقرب و... بالای آن می خوابیدم.

و اما چرا این نام را انتخاب کردم : من دوست داشتم که این صفحه نه با نام من بلکه با مطالب آن شناخته شود ولی نشد ودر مقابل کاری انجام شده قرار گرفتم. بعد از مدتی  تصمیم گرفتم که اشکال نخواهد داشت که نامی برای آن پیدا کنم و بر پیشانی آن بنشانم. از آن جایی که به واژه های کم کاربرد بختیاری که دارند با تغییر شیوه ی زندگیمان و تأثیرپذیری از فارسی جلای وطن یا بهتر بگویم جلای ذهن و  واژگان فردی بختیاری ها می کنند ،علاقه ی خاصی دارم ، صلاح دیدم که نامی زیبا و بامعنی مانند « نورند » خدابیامرز انتخاب کنم که باور کنید ناخودآگاه  «لوکه » بر زبانم جاری شد و دیدم که بی ربط هم نیست و می تواند دنباله رو « نورند »باشد.همان طور که برنامه ی پیشین من می خواست با نوشته هایش جوانه ای باشد در میان درختان ستبر ، این هم می خواهد سایه بانی باشد برای گرمازدگان وادی بختیاری  اگر سزاوارش باشد.

چون احتمال می دهم برخی از عزیزان بیننده  و خواننده ی این صفحات مطالب پیشین ی مرا که در نشریات کشوری و استانی و ... به چاپ رسیده اند ندیده اند محض آگاهی بزرگواران بیننده،نخست آن ها را می آورم تا نوبت به  تازه ها برسد.
باز درست خواهد بود که گله ای به دوستان و مطبوعاتی و سایتی و وبلاگی کنم که وقتی مطلبی را از جایی که قبلا" چاپ شده  نقل می کنید امانت دار باشید؛ مثلا" سال ها پیش مطالبی از من  در روزنامه ی مردم سالاری چاپ شدند.بعد از آن دیدم که سایت ها و وبلاگ ها و نشریات خارج از استان هم آن را نقل کردند.خوشحال شدم که این مطالب  مورد استقبال قرار گرفته اند و همه سعی می کنند آن را به اطلاع همه برسانند.ممنونم.ولی اخیرا" یک نشریه ی استانی دیدم  یکی از آن ها را ناقص و از نیمه آورده است.تا این جایش جای شکر دارد ولی مورد دیگری که دیدم و می خواهم گله کنم این است که برای نخستین بار مطلبی  به نام «لری از گفتار تا نوشتار» از خانم مژده جعفر پور در فصل نامه ی "ولات" شماره یک چاپ شد که باز نمیدانم مأخد آقای نورعلی مرادی صاحب امتیاز « ولات »کجا بوده است.در برخی جاها دیدم این مطلب را آورده اند و نام نویسنده ی آن را تغییر داده اند.یعنی هر که توانسته است بلندشده و آن را به نام خود نقل کرده است.انگار بی صاحب بوده که دست به چنین کاری زده اند. عزیزان نقل بکنید ولی حقوق نویسنده ی اصلی را فراموش نکنید.حقوقی که تنها یک ذکر نام است و بس.آن هم نام نویسنده ی اصلی نه ..

ظهراب مددی   |      |   دیدگاه | یکشنبه 5 اردیبهشت 1389


Facebook Twitter balatarin cloob viwio Donbaleh Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious