تبلیغات
ظهراب مددی - جواب
خانه پست الکترونیک RSS ارسال پیام RSS

جواب

عمومی | واژه پاسخ واژه نامه

       
امروز پیامی بدون نام و نشان از کسی که حتماً آشنایی  آشناست دریافت کردم که خواسته بودند بخشی هم به واژگانی اختصاص دهم که دیگر کاربرد ندارند.نخست خواستم به ایشان پیامی در این باره بدهم که یک باره به این فکر افتادم که توضیحی برای همه بنویسم چرا که هدف من از این صفحات ارتباط با بیشترین زبان دوستان بختیاری است تا بتوانیم با کمک هم دیگر  کمبود ها را شناسایی کنیم  و در رفع آنها بکوشیم.
اگر کتاب واژه نامه مرا خوانده باشید می بینید که درآن، واژه هایی هستند که به ظاهر(از نظر بختیاری های شهرنشین به ویژه آن هایی که با عشایر و روستا سروکاری نداشته اند و ندارند) کاربردی ندارند و انگار فراموش شده اند.یکی از عواملی که باعث می شود یک واژه دیگر کاربردی در میان سخنگویان زبانی نداشته باشد تحولات اجتماعی و فرهنگی و تغییر شیوه ی زندگی است.مثلاً من که در شهر ساکنم و دیگر سروکاری با دوشیدن شیر و ماساندن آن و دوغ زدن و کشک و قره قوروت(قرا) ندارم باید با اصطلاحات  این بخش از زندگی که هنوز در بین روستاییان و عشایر زنده است سروکاری نداشته باشم و حق دارم که  دیگر «اَرغُت» ، «چُم تُر»و... را نشناسم  همان طور که عرض کردم چون در شیوه ی زندگی من ملار ، ارغت و چم تر دیگر نقشی ندارند .درضمن اگر هم روزی نیاز پیدا کنم  جای آن ها را به واژگان فارسی می دهم.

منظور من این است که در هر دوره ای که تغییری در بخشی از ساختار قوم ما یا هر قوم دیگری رخ داد در واژگان هم تأثیر می نهد و برخی واژه ها به ظاهر کنار گذاشته می شوند.در صورتی که همین واژه های به ظاهر کنار رفته، در آن بخشی دیگر که هنوز دست نخورده باقی مانده اند  زنده اند و به کار می روند. باز مثالی بزنم: اگر ازمن شهرنشین  بپرسند «هچه»و«هچه رو» و به قول برخی از طوایف«خچه» و «خچه رو» یعنی چه؟  پاسخم بدون شک "نمی دانم"یا شانه بالا انداختن خواهد بود ولی یک بچه ی عشایری سریع جواب درست را خواهد داد. با این حال می توان به این واژه ها اهمیت بیشتری داد و آن را در نوشته ها و گفتار ها به کار برد تا زنده تراز حالشان شوند. اجبار ما به دانستن این واژه ها هم بیشتر دراین است که گاهی در ضرب المثلی و... به کار می روند که لازم است معنی آن را بدانیم تا موضوع مورد نظر آن را دریابیم.مثل " نه کفته تره بریزه خاهه نه هل سرو زنه" که اگر معنی «کفته»،«هُل » و «سُرو»را ندانیم چیزی از آن دستگیرمان نمی شود .با این که می دانم در زندگی شهری ما شاید «کَفته»کاربرد داشته باشد ولی آن دو دیگر کاربردی ندارند.
ولی مهمتر از همه ی این ها اگر  مصاحبه با خانم سیما ذوالفقاری (که قبلاً در سایتی به نام انسان و فرهنگ  آمد و خودم هم در این جا آن را نشانده ام) و مقدمه ی کتابم خوانده باشید می دانید که کار گردآوری واژگان بختیاری را از سالیان پیش حتی می توانم بگویم از دوران میان کودکی و نوجوانی شروع کردم .الان که بدین جا رسیده ام واژگان زیادی دراین سال ها به ویژه این سال های اخیر پیدا کرده ام که  معنی و کاربرد آن ها را نمی دانم. معنی کنایی یا مجازی آن ها را تقریباً می دانم ولی معنی حقیقی آن ها را نه.از کسانی هم پرسیده ام اما متأسفانه جواب درستی دریافت نکردم .همین دلیل شد که آن ها را در کتابم نیاورم. با این درخواست این دوست نادیده و شاید دیده  قصد کردم که این واژگان را کم کم  در این چهارچوب بنشانم شاید هم تباری به نام خودش گره از کار فروبسته ی ما بگشاید.
از همه ی آن کسانی هم که کتاب مرا خوانده اند و فکر می کنند واژه ای جایش خالی است که می دانم جای بسیاری خالی است یا واژه ای  معنی دیگری هم می تواند داشته باشد که من نیاورده ام و هرنقصی که باشد سپاسگزار می شوم که ما را مورد لطف خود قرار دهد.
و اما اصل مهم از نظر من و دیگر زبان دوستان بختیاری فکر می کنم این باشد که نخست به فکر خطی خاص خودمان باشیم که هستیم و دیگر این که اگر می خواهیم زبانی زنده داشته باشیم  باید آن را به کار ببریم و نوسازیش کنیم.در و اما بعد دیگر از خط و نوسازی زبان سخن خواهم گفت. تا بعد.

ظهراب مددی   |      |   دیدگاه | چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389


Facebook Twitter balatarin cloob viwio Donbaleh Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious