تبلیغات
ظهراب مددی - پاسخی به یک دوست 2
خانه پست الکترونیک RSS ارسال پیام RSS

پاسخی به یک دوست 2

آیا کلمات وارد شده به زبان بختیاری را باید با الفبای بختیاری (در صورت بودن) نوشت و اسامی خاص را هم باید تغییرداد؟
 این ایسایی که آوردم و ناغونی ها و... "ایشا" هم می گویند  اسم خاص "عیسی" نیست وضمیر است .ما در بختیاری /ع/ نداریم که بخواهیم رعایتش بکنیم و در زبان ما  و هم فارسی /ع/ به صورت همزه تلفظ می شود که در آوانگاری هردو را به یک نشانه- که اتفاقاً به یک شکل می آورند ی" ’" یا"?"مثلاً علی  را ?ali/’ali می نویسند.یا "این" ?in/’inدر این مورد گاهی در نوشته ها اصلاً بی نشانه می آورند:in.می دانید که خود زبان راه مقابله با این وارداتی ها را می داند و در زبان مردمان "اصیل گو" وحتی ماهم که ادعای تحصیلات فارسی را داریم نمایان است و این را بدانید که ما به جای همزه و  ع از هـ استفاده می کنیم به خاطر همین است که یکی ارس (باهمزه) ودیگری هرس(باهـ) می گوید  وباز عصمت و ساعت را چه می گوییم ؟ من و شمای شهری همان ساعت (باهمزه نه ع:سائت)ولی بختیاری کوه نشین حتی آن هایی که شهر نشین شده اند هصمت وساهت .من این نکته را بارها در مقاله هایی که در باره زبان شناسی بختیاری نوشته ام آورده ام.باز با کمال تأسف همان طور که در مقاله ی تغییر یا اصلاح هم آورده ام خانه را مطابق تلفظ خونه، "حونه" می نویسندواین عزیزان شاعر و نویسنده فکر نکرده اند که خانه کلمه ای غیر عربی است و ح چه واج باشد چه حرف ،عربی است و درفارسی با صدای /هـ/ به کار می رود.پس اگر خونه را حونه بنویسیم یعنی ریشه ی عربی دارد و دیگر این که ح در بختیاری کاربرد دارد. هم چنین خون را خین و حین می نویسند. خون و خانه فارسی ولی هونه  یا بهتر بگویم هو῀هhiṽe و هین یا به تلفظ بعضی ها خین بختیاری اند.
در خانواده ی خود دانش کلاس اول و دوم دبستان دارید؟آموزگار اول و دوم دبستان چطور؟ اگر دارید  بپرسیدکه مشکل اساسی بچه ها در نوشتار صامت ها  به ویژه صامت های مشترک با عربی در کدام است؟ از شما که می پرسم  به نظر شما مشکل دانش آموزان در چیست؟ با این که معلم دبستان نبوده ام ولی می دانم در واژه هایی که حروفی که حروف خاص عربی دارند مشکل دارند   همان طور که در مقاله آورده ام: ظاهر را می توان به شکل های مختلفی نوشت  که به نظر من همه درست است چرا که "ظ"،"ض"،"ز" و" ذ" یک صدا دارند: /ز/ پس زاحر، زاهر ، ضاهر،ظاحر و... یک تلفظ دارند و به نظر من درست اند اما رعایت حروف عربی در فارسی را الزامی کردند و باید رعایت شوند و تنها "ظاهر" را بپذیرند و باعث گرفتن نمره ی تک بیشتر دانش آموزان ما همین نکته است. پس چه اشکالی دارد ما عیسی، ظاهر، طاهر،باذل، ثریا،صادق و... را بنویسم: ایسا،زاهر،تاهر،بازل،سریا،سادغ ،مگر معنی آن ها تغییر می کند؟ اگر توافق کنیم که ظاهر را زاهر بنویسیم نظم دنیا به هم می خورد؟این ها همه قراردادی هستند.من سر کلاس همیشه این مثال را می زدم و الان هم می گویم: به آن ابزاری  که برروی  تخته سیاه مطالب را می نویسیم "گچgač" می گوییم الان بیاییم به آن "سنگ" بگوییم؟ مگر نمی شود؟ مگر اسامی خیابان ها و شهرها و آبادی ها را همین طور عوض نکردند و نمی کنند؟ شایدمردم به هر دلیلی مدتی در برایر این تغییرهامقاومت کنند  ولی روزی می رسد که راضی شوند.گاهی هم مردم به طنز گویی می پردازند ولی باز به راه رفته برمی گردند مانند میدان های  بنگشت و زیرسیگاری در مسجدسلیمان.
پروین ، بار، کار و... باعث می شوند دانش آموز نمره ی بد بگیرد؟ بدبختی ما از ص،ض و...و فرانسوی ها بیشتر از ما به فکر آسودگی فرزندانشان هستند.
علت کاربر "ظاهر"عربی در بخیتاری همین اشتراک خط است اگر چنین نبود می بایست واژه های دخیل انگلیسی را هم به خط انگلیسی می آوردیم.
ماباید کارمان آسان سازی باشد نه دشوارسازی.اگر چنین شود می دانید چقدر در وقت و انرژی و سرمایه ی ما و کودکان ما  صرفه جویی می شود؟
چندی پیش دوستی که دانشجوی دکترای ابیات فارسی در یک دانشگاه دولتی است  به من لطف کردند و زیراکس کتاب شعری به زبان بختیاری ولی به خط روسی  متعلق به حدود صدسال پیش به من دادند.به نظر شما آن شعر ها به خط روسی بختیاری هستند یا نه؟ خط مهم نیست زبان همه است گرچه ما به خط موجود عادت کرده ایم و در نهایت به آن علافه داریم.
*حرف اضافه ای داریم که «به» گوییم ولی در ایذه و بسیاری جاهای دیگر و حتی خود مسجدسلیمان«وِ» گویند.
به نظر شما تنوع تلفظی نیست؟ فکر کنم ربطی به خط نداشته باشد.                                          
همان طور که آوردم من منکر تفاوت لهجه ای نیستم و آن را نه عیب بلکه حسن می دانم ومگر کسانی که" وه" می گویند در ارتباط با منی که "به " می گویم با مشکل مواجه می شوند؟ ما حتی واژه هایی داریم که دریک طایفه کاربرد دارد و دیگری نه.ما باید این واژه هارا به متن گفتاری و نوشتاری دیگر طوایف بکشانیم.من به برکت پژوهش در زبان بختیاری از این موارد زیاد می دانم  که این صفحات مجال آوردن آن را نمی دهد:آمی âmiدر لهجه ی ناغان و اردل چه معنی می دهد؟دریدن deriδenدر لهجه ی سهید سوسن ایذه چه طور؟/بله سخن شما درست است و ربطی به خط ندارد به تلفظ دارد و هردو صورت درست هستند.
* منظورم این است که نوشتار فارسی و تحصیلات به زبان فارسی و عادت به خواندن به خط و زبان فارسی و آشنا شدن با شکل واژه های فارسی باعث چنین اتفاقی در ما شده است.*مگر ما که به زبان فارسی درس خواندیم و می نویسیم و می خوانیم بختیاری را از یاد برده ایم؟
فکرنمی کنید بهترین راه همین باشد زبان رسمی را یاد بگیریم و زبان خودمان را هم داشته باشیم که در این صورت کمترین مشکل را خواهیم داشت. راستی چرا بسیاری مانند شما حتی با یادگیری زبان فارسی ، زبان بختیاری را از یاد نبردند؟ آیا با تاکید بر همین عامل که سبب موفقیت شما و بسیاری افراد دیگر شده، نمی توانیم به هدفمان برسیم؟
عزیز من ما به خاطر تحصیل و کار و... ناچاریم زبان فارسی را بیاموزیم و حتی بیاموزانیم .حرف ما این است که نباید آن قدر فارسی باخته شویم که زبان مادری خودرا بی ارزش بدانیم و مانع یادگیری فرزندانمان شویم.بله من هم موافقم وچه اشکالی دارد فارسی و بختیاری و هرزبان دیگری که بتواند به ما در درست زیستن و بهتر زیستن یاری برساند بیاموزیم؟بحث ما روی بختیاری است که زبان مادری  و سرمایه ی ملی ماست و مورد بی مهری اکثر خانواده های بختیاری است.پدر و مادر با هم بختیاری صحبت می کنند سپس روی به کودکشان کرده و با فارسی  روان یا شکسته سخن می گویند.همین کار باعث می شود کودک تصور کند که به زبان بختیاری گفتن باعث حقارتش می شود.می تواند سخن بگوید ولی نمی گوید.سال ها پیش که دانشجو بودم آغاز ترم اول سال دوم بودیم و داشتم با دوستان و همشهری هایی که آن جا بودیم صحبت می کردم.به دوستی که منجزی است به شوخی گفتم: "سَکو زَنم مِن کَلاسه سَرِت".زنگ زد و ازپله ها داشتم بالا می رفتم که یکی خودرا به من رساند و پرسید: مسجدسلیمانی هستی؟ جواب من این دانشجو را که تازه از خانواده اش دورشده بود  بسیارخوشحال کرد.ما هرگاه در جمع بودیم و نمی خواستیم که کسی مقصودمان را دریابد بدون هیچگونه احساس حقارتی به بختیاری می گفتیم و چقدر موفق هم بودیم.
سفارش این حقیر به خانواده ها این است که مانع یادگیری زبان بختیاری کودکانشان نباشند و اگر نگران آینده ی آنان هستند بدانند این نگرانی هیچ ربطی به زبان بختیاری ندارد واین مقدار انرژی که صرف جلوگیری از یادگیری زبان مادری خود می کنند صرف  تربیت درست و تحصیلات ودیگرچیزهایی که برای آینده اشان مهم است بکنند.آیا پزشک،مهندس ،وزیر و... را دیده اید که لهجه ی زبان مادری خودرا به شدت حفظ کرده باشد و هیچ کس مانع پیشرفت آن ها نشده باشد؟ من که بسیار دیده ام.
ما که خودرا موفق نمی دانیم و سوخته ی سوخته ایم ولی شما که حتماً موفق اید  و امیدواریم.
*گرچه ما هم هنوز نمی توانیم در جلسه ای ،دو سه مطلب کوتاه را به زبان خودمان بگوییم چرا که عادت نکرده ایم و ....
چرا فکر می کنید عادت نکرده ایم؟ آیا برای واژه های مختلفی که هنگام سخن گفتن درباره ی یک موضوع نیاز داریم، در زبان بختیاری مابه ازایی داریم؟
قبول کنید که هنوز عادت نکرده ایم شاید یکی از علت های آن هم همان " حقارت"ی است که پدران و مادران به ما تلقین کرده اند.من دیده ام که حتی وقتی شاعران و نویسندگان در یک جا گردمی آیند تا سروده های خودرا به زبان بختیاری برای دیگران بخوانند مجری بختیاری زبان ،چوغا و شلوار بختیاری می پوشد ولی فارسی می گوید.خود شاعر هم فقط شعرش بختیاری است و همه ی فکرش و سخنش فارسی است. اگر عادت کرده باشیم عرق حقارت رااز پیشانی  پاک می کنیم  و دیگر بدون خجالت می گوییم آن چه را که باید بگوییم. در بازار دیده اید که مردم چه خوب به بختیاری می گویندو می شنوند؟
 ما به اندازه ی کافی که بتوانیم نیازهای روزمره ی خودرا بدون هیچ مشکلی برآورده کنیم در اختیار داریم ولی باید تمرین کرد.چطور وقتی دیگران این کلمات را به کار می برند ما متوجه منظورشان می شویم ؟ما عادت نکرده ایم این واژه هارا در زمره ی واژگان خود درآوریم. و باز عادت کرده ایم که معادل فارسی واژه های بختیاری را به کار ببریم تا مشهور به فارسی گویی شویم و مدالی بر سینه امان بزنند.اگر غرب زدگی جلال آل احمد را خوانده باشید دیده اید که می گوید: یکی از عوامل ورود واژه های عربی –که دیگر عربی نیستند- فخرفروشی و به اصطلاح پزدادن به من شما بود که بله ما عربی می دانیم و چه بر سر واژگان فارسی که نیاوردند.در زمان مغول هم تفریباً چنین شد واژه های ترکی وارد شدند.جهانگشای جوینی را ببینید. هیچ زبانی ناقص نیست و می توان آن را روزبه روز پربارتر از واژه ای نوکرد به شرطی که بخواهیم و به دیده ی حقارت به آن ننگریم.
و اگر بخواهیم با همین شرایط سخن بگوییم به ناچار با زبانی آمیخته از فارسی و بختیاری صحبت نخواهیم کرد؟ و اصولا حرف زدن به همان زبان آمیخته ای که گفتید در بسیاری موارد به علت نبود واژگان کافی نیست؟ دوستی از من خواست این عبارت را به بختیاری بگویم: اینترنت جهان را به یک دهکده ی کوچک تبدیل کرده که به آن دهکده ی جهانی می گوییم. شما می توانید به جای من این کار را بکنید؟
نه خیر  صحبت کردن به زبانی آمیخته به هیچ وجه نه کافی بلکه زیبنده ی ما نیست.اولاً مگر وقتی ما واژه ای را از زبان انگلیسی می گیریم آن راعیناًمانند گویندگان رادیو تلویزیون به شکل انگلیسیش به کار می بریم؟ ما کلمه ی ظفر عربی را از فارسی گرفتیم و کاری با آن کردیم که کمتر متوجه اصل آن می شویم؟ ما می گوییم: دفرdafar /جعفر را می گوییم:جافر.office  اننگلیسی را هفیس کردیم .این ها دیگر نه عربی نه فارسی نه انگلیسی  بل بختیاری اند.باور کنید بختیاری سختگیر تراز فارسی است .
به دوست خود از قول من بگویید زبان را دست کم گرفته اید و به چشم حقارت به آن می نگرید.متأسفم که ما چنین رفتار می کنیم.موقعی شاغل بودم و همان طورکه آورده ام تنها در کلاس فارسی صحبت می کردم یا همکاری که بختیاری نبود. گاه گاهی در هنگام تدریس  درسی به نکته ای می رسیدم که واژه ای مشترک در بختیاری بود بدان اشاره می کردم یا معادل بختیاری یک واژه ی فارسی را می خواستم که نخست با خنده ی دانش آموزان مواجه می شدم ولی کم کم که دیدند دراین کار جدی هستم باعلاقه گوش می دادند و برخی برایم واژه هایی از والدینشان می پرسیدند و برایم می آوردند.شاید باور نکنی نوشته هایی دارم که دانش آموزانم به ویژه دخترکه زبان گریزتر از پسرها هستند به زبان بختیاری برایم نوشته اند.
باری پاسخ شما: اینترنت دینا نه( ما دُینا می گوییم نه دنیا) کرده وا یه مال کوچیر که اگونس:مال دینایی.خنده دارد؟ به هیچ وجه.ببین با وجود بی مهری همه ی بختیاری ها باز چه توانایی دارد؟درضمن واژه سازان ما می توانند با توجه به قوانین واژه سازی در بختیاری برای دهکده ی جهانی  واژه ای نو بسازند یا به واژه های کنونی وسعت معنایی بدهند و جای خالی مفهوم دهکده ی جهان یرا پر کنند مانند مال گپه که درتضاد با مال کوچیره هم هست و می دانید که در بختیاری برای دهکده چندین واژه هست: بنه وار،بنه، مال،ده گه، آوادی،مالگه البته روزگاری هر کدام از این معنای خاص خودرا داشت ولی پس از تخت قاپو و رواج یکجا نشینی تقریباً هم معنی شده اند.
روزی در جلسه ای با شرکت دبیران ادبیات سراسر خوزستان ، همکار عرب زبانی گفت: اکثر واژه های فارسی عربی اند.من جواب دادم: نخست توقف عربی است وقتی من فارسی زبان آن را بگویم فارسی زبان می فهمد ولی عرب زبان نمی فهمد چون تلفظش را مطابق فارسی کرده ام یعنی ق را با صدای غ گفته ام.دوم: این جمله هارا که همه واژه هایش عربی اند برای عرب زبان بگو حتی با تلفظ عربی خود آیا منظورت را می فهمد؟ خیر چون براساس دستور زبان فارسی چینش شده اند.
حال از شما می خواهم که " توقف اکیداً ممنوع "یا" استعمال دخانیات  اکیداً ممنوع" که همه ی واژه هایش عربی ولی نحوش فارسی است با واژگان فارسی سره به کار ببرید.من این دوجمله را نه عربی بل فارسی می دانم.
مگر فارسی و دیگر زبان ها واژگان کافی دارند که بتوانند مفاهیم تازه را پوشش دهند؟ فارسی برای اینترنت واژه ای دارد؟یارانه و رایانه و بالگرد و... برای چه ساخته اند؟ باید بدانیم هر زبانی با توجه به جغرافیایش وسعت می گیرد و رشد می کند.مردمی که در سرزمینشان برف نمی بارد برای  آن واژه ای ندارند.ما زندگی چوپانی داشتیم و هنوز هم داریم و در کوهستان زیست می کنیم ببینید چقدر نام برای بز و گوسفند داریم؟ برای سنگ و عوارض طبیعی همچنین. کمتر به شتر پرداخته ایم چون نداریم  ولی نزد ترکان قشقایی و عرب ها دیده ایم و می شناسیمش.فقط شتر و لوک داریم.درفارسی می گوییم سنگ ولی در بختیاری: برد،تینگر(تُنگر)،چات، راک؛ پر، گر،کر،کُه، کول، کورو و....هست و این دلیل ماست و من و شما که در شهر هستیم به دلیل تغییر محیط زندگی و شرایط آن همه ی آن ها را به کار نمی بریم و داریم مانند فارسی زیان ها به همان سنگ و ... بسنده و  رفع نیاز می کنیم.
ما هم می توانیم همچون فرهنگستان زبان ایران ،با یاری امکانات خود زبان بختیاری واژ ه های نو بسازیم و معنی برخی از واژه هارا هم وسعت دهیم:مثلاً "هره که" را در معنای کنایی به معنی مهار کردن.تحت اختیار درآوردن و...پیوند دهیم که واقعاً همین طور هم هست؟می دانید "هره که" چیست؟ به واژه نامه ی زبان بختیاری مراجعه کنید اگر بیابید.
فرض کنید موفق شدیم زبان بختیاری را به همان شکل آرمانی درآوردیم. برای ایجادارتباط با دیگر زبانها (ایجاد ارتباط کار اصلی زبان است ) چه می کنیم؟ آیا با تغییر تمام واژه ها به هدف اصلی زبان که برقراری ارتباط است می رسیم؟
نخسـت: برای ایجاد ارتباط با زبان ها ی دیگر  اگر منظورتان زبان هایی در کشورباشد که گفتم از زبان رسمی کشور استفاده می کنیم واگر قصدمان خارج از کشورباشد مسلماً زبان بین المللی. من منظور شما را از تغییر واژه ها را نفهمیدم آیا منظورتان واژه های بیگانه در بختیاری است یا تغییر .... واژه های فارسی را به کار نبریم و از معادل آن ها استفاده کنیم؟ چه اشکالی دارد؟قصد ما هم همین است که واژه های بختیاری را حفظ کنیم و به متن زندگی خود حداقل آن بخشی که مربوط به خودمان است نه فارسی بکشانیم. من می گویم بیایید بختیاری را آن طور که باید باشد به کار بگیریم و اجازه ندهیم که با ورود نحو و واژگان دیگر زبان ها تضعیف شود و تلاش کنیم به عنوان یک زبان و وسیله ی ارتباطی در جامعه ی بختیاری ها مورد استفاده قرار گیرد.به هرحال  ما مخالف  کاربرد واژه هایی که معادل بختیاری ندارند نیستیم ولی دوست داریم آن را که داریم به کار ببریم اگرنداشتیم تحت آن شرایطی که قبلاً گفتم از فارسی وام بگیریم و این کاری است که تقریباً همه ی زبان های زنده ی دنیا می کنند.زبان بختیاری وسیله ی ارتباط بختیاری هاست و قرار نیست وسیله ی ارتباطی با غیر بختیاری ها شود-چه عیب دارد بشود؟-  همان طور که فارسی هم وسیله ی ارتباطی بین ایرانیان است وبرای ارتباط با دیگران از زبانهای بین المللی استفاده می کنند ولی اگر یک فرد بیگانه فارسی یا بختیاری بداند وضع فرق می کند.ما می خواهیم دوباره زبان بختیاری به متن زندگی بختیاری ها برگردد بدون آن که از ارزش فارسی یا دیگر زبان هایی که به آن ها نیاز داریم بکاهیم.
آیا زبان بختیاری هم مانند انگلیسی آنقدر جاذب است که همه به ناچار به سمت آن بیایند؟ آیا به سرنوشت زبا ن نوشتاری کردی ( یا آنچه تحت این عنوان در کانالهای تلویزیونی می بینیم) دچار نمی شویم که تنها خوشان قادر به فهمیدنش هستند؟
من قبلاً توضیح دادم همه ی زبان ها جذاب اند و بین آنها فرقی نیست.اگر زبان ما هم موقعیت انگلیسی را داشت شما و دیگران می بایست تافل را در محیط زبان بختیاری می آموختید و امتحان می دادید.مطمئن باشید.
من نمی دانم زبان انگلیسی  چه جذابیتی دارد جز نیاز به یادگیری آن برای ارتباط با بیگانگان؟اگر نیاز به "نان در آوردن:  نبود کسی زبان انگلیسی می آموخت؟ البته برای خود انگلیسی ها زبانشان جذاب است همان طور که بختیاری و فارسی برای من. دیگر این که ما آن قدر نداریم که همه را به سوی زبانمان بکشانیم.اگر زبان ما هم برای دیگران جاذبه ی کار داشت آن هم یاد می گرفتند مگر در زمان های پیش لایارد ها و لوریمر ها بختیاری را نیاموختند چون که برایشان نان داشت.
با زهم تکرار می کنم مگر ما می خواهیم دیگران زبان مارا بفهمند همین قدر که بین خودمان رواجش بدهیم هنر کرده ایم.
مگر کردها  زبان نوشتاری خود را بدین صورت درآوردند تا کاری کنند که من غیرکرد و یک  بختیاری که با زبانشان آشنایی ندارم و نمی توانم یک جمله ی ساده هم بسازم  بتوانم نوشته هایشان را بخوانم؟ شاید بتوانم بخوانم و درک کنم چرا که ما واژگان مشترک زیادی داریم ولی آن ها به فکر راحتی کار خودشان بود و بس و به فکر مردمان خودشان بودند و ما هم باید باشیم.آن چه در تلویزیون هست زبان گفتاری ماست که متاسفانه زیانش از نفعش بیشتر است و بیشتر از پیش باعث زبان گریزی مردمان ما می شود.
به نظر من کردها با این رسانه ای دولتی و غیر دولتی که دراختیار دارند به اشاعه ی زبانشان بسیار کمک کرده اند و چه خوب کودکانشان کردی صحبت می کنند.البته سوای اختلافات عمیق زبانی بین لهجه های کردی چند امکان دارند که ما نداریم:1- پراکندگی در چند کشور2- کردی زبان آموزشی آنان در برخی جاهاست3- به این زبان می نویسند و می خوانند و ادبیات نسبتاً غنی دارند 3- خودکردها آن را وسیله ی ارتباطی خود قرار داده اند در حالی که کردهای ایران فارسی هم می دانند کردهای عراق عربی و...
*دیگر این که رسم الخط واحدی نداریم تا همه مکلّف شویم در نگارش واژه ها و جمله ها یک شیوه را به کار ببندیم.
آیا می توان مردم را در قید یک زبان اسیر کرد و آنها را ملزم به استفاده از آن کرد؟ با اختلافاتی که در تلفظ مناطق مختلف وجود دارد، حتی اگر بتوانیم تلفظ صحیح را هم بیابیم ( که امکان ندارد )، آیا اجبار دیگران به کاربرد یک تلفظ خاص و یا دستورالعمل واحد درست است؟ و در اینصورت ما هم همان راهی را نرفته ایم که انتخاب کنندگان زبان رسمی رفته اند؟
پاسخ: عزیز من نخست :بین زبان و خط فرق بگذاریم  دوم: مگر رسم الخط فارسی که ما در مدرسه آموخته ایم و به کار می بریم جز همان قید  است که مارا اسیر زبان فارسی کرده است؟ البته اسارتی نیست بلکه برای یکسانی نوشتار و بهتر کردن انتقال پیام است.من که قبلاً آوردم اگر همه مطابق تلفظمان "دروغ" را ،به زبان بختیاری ،بنویسیم ارتباط راحت تر نمی شود؟خواننده بی دردسر تر به مقصود و پیام نویسنده و شاعر نمی رسد؟
مثالی دیگر بزنم: در زبان شناسی پرسشی مطرح است که: آیا زبان یک توده ی درهم است؟پاسخ منفی است.نگاه به هرچیزی که بکنید می بیند عملکردش بستگی به نظمی دارد که بر ساختارش حاکم است.در زبان اگر قوانین جمله بندی نباشد و هرکس به هر طریقی که دلش خواست جمله بسازد می توانیم انتقال پیام کنیم؟ رسم الخط براین این است که همه یک روش داشته باشیم و راحت تر با نوشتار در جایی که گفتاری در کار نیست انتقال پیام کنیم.حال اگر رسم الخط واحدی در کار نباشد و هرکس به سلیقه ی خود که اکثر نادرست هم هستند مطلبی بنویسد و برای دوستی در آن سوی دنیا بفرستد آن بیچاره چگونه کشف رمز کند؟ در این صورت هرکس را باید به نامه اش سنجاق کنیم .
پیش از این گفته ام و باز می گویم که این اختلافاتی که در تلفظ مناطق مختلف هست  باید پدیرفت و به کار برد تا همگانی شوند: من "وه" بنویسم و شما "به" یا بالعکس.سهید شِل بنویسد و من و شما شُل.براستی من و شما که بختیاری هستیم و لهجه ی آن را در پارسی صحبت کردن داریم، واژه های فارسی را به صورت فارسی می نویسیم ولی نمی گوییم.اجباری نیست که شما به لهجه ی من بنویسید و من به لهجه ی شما ؛گرچه اختلافات  آن قدرها نیستند که همدیگر را نفهمیم ولی تعمیم داده می شوند و همان طور که گفتم به یک زبان معیار بختیاری می رسیم.اگر درگذشته کوچ باعث نزدیکی عشایر و فهم همدیگر می شد امروزه با کمرنگ شدن همان کوچ وسیله ی دیگری نتوانستیم یا نگذاشتند جای آن قرار دهیم:مانند رسانه های گروهی صدای و سیما ، نشریات و... تنها همین کتاب های معدود و آواز خوانندگان برایمان باقی مانده اند و بس. نگاهی بیندازید به سیماهای استانی هرکه زبان خودشان را دارند ،می ماند ما بختیاری ها که نه در خوزستان  اختیاری داریم نه چهارمحال بختیاری که دو استان بیشتر بختیاری نشین هستند ودر دیگر استان ها که بختیاری دارند مانند لرستان ، اصفهان هم به ما مجالی نمی دهند.ما از این نظر واقعاً یتیم هستیم و در این وضع هم چنان باقی خواهیم ماند.
انتخاب کنندگان زبان رسمی هم می دانند که مشکلاتی داشتند و هنوز هم دارند ولی فایده اش بر ضررش می چربد. باید دست ضرر کم را در هر زمانی که باشد بوسید.من هم می خواهم ببوسم .
شما با وجودی که راه چهارم را برگزیده اید نمی دانم این را اضافه کنم یانه که از زمانی که من نظریاتم را عنوان کرده ام  برایم پیام می فرستند و گاهی حضوری هم صحبت می کنند دیدم که بیشتر جوانان موافق چهارم اند و پابه سن نهاده ها اصلاً موافق افکار من نیستند.برخی می گویند که اگر خط اصلاح یا تغییر یابد ما فردوسی و سعدی و حافظ را چکار کنیم؟ من که از این سخن تعجب کردم ولی شما را نمی دانم.ما چکار به این بزرگواران  داریم.در مدرسه و دانشگاه چنان به خورد من و شما می دهند که از پدر و مادر و اجداد خودمان بهتر می شناسیمشان.
* تهرانی ها به گفتار آن ها غبطه خواهند خورد.
اگر مقصود ساکنان فعلی تهران است درست ولی اگر منظور تهرانی های اصیل و قدیمی است که بر آنها همان رفته که برسایر اقوام رفته است.
پاسخ: من منظورم این است آن فارسی که الان به عنوان زبان معیار در تهران و... رایج است را یاد می گیرند و با آن صحبت می کنند و دیگر زبان مادری خود ،بختیاری، را ازیاد می برندومی دانید که زبان فارسی به دلیل این که زبان رسمی کشور است و همه ی نیازها را با آن برآورده می کنند باید بیاموزند.بخوبی می دانم زبان تهرانی های اصیل هم دست کمی از وضع که ندارد.چندی پیش مقاله ای خواندم از زبان مردم تجریش که گویا دوسه نفر آن را می دانستند و دیگر در حال فراموش شدن است.نویسنده ی مطلب خود اهل تجریش بود ولی آشنایی چندانی با آن نداشت(مأخذ: نشریه  ی زبان شناسی ). این را بیفزایم که بچه های تهران آذری را بهتر از فارسی یادمی گیرند.!
* چند حرفی بودن یک واج
آیا منظورتان یک شکل برای چند صدا ( سوار، دود، خود) یا یک صدا برای چند شکل ( ز، ظ ، ض ، ذ ) است؟
پاسخ:من قبلاً در مورد ص،ض،ذ و ز گفتم که همه ی این حرف های در عربی واج جداگانه ای دارند ولی در فارسی همه تنها برای یک واج به کار می روند.مثال هم آوردم. همین طور است:ص،ث،س: که واجشان /س/ است.در مورد (سوار،دود،خود) وضع برعکس است چرا که چند واج داریم که با یک حرف نشان داده می شود:سوارsowâr در بختیاری  و savâr در فارسی، دودdud و خودxod  اگر به دقت بنگری متوجه می شوی که "و" برای واج های /v/،/u/و/o/ به کار رفته است.این موضوع همان طور که آوردم بلایی شده است بر سر ما چه در فارسی چه در بختیاری.البته دیگر خط ها مانند هم این مشکل دارندودرمقاله دلیل آن آورده ام که زبان به خودی خودی و بدون دخالت انسان تغییر می یابد ولی خط چون ساخته و پرداخته ی خود انسان است باید هم به دست خوداو تغییر یابد و انسان هم دراین باره بسیار محتاط و ترسو است.
*هرکس به میل خود در نوشتار دست ببرد
مقصود اقدام به نوشتن است یا دست بردن در نوشته ی دیگران
منظورم این است که هرکس به سلیقه ی خود که امکان دارد نادرست هم باشد واژه هارا به صورتی بنویسد که همه به دردسر فهمیدنش بیفتند که باید از آن ترسید چراکه اگر رواج پیدا بکند  تا بیاید از ذهن مردم بیرون بیاید زمان بیشتری می برد. مانند اظهار نظرهایی در باره ی یک موضوعی زبانی یا تاریخی که می بینیم برخی این هارا در نشریات و وبلاگ ها تکرار کرده اند و به خورد مردم داده اند و باز هم می دهند. پس اگر یک روش برای نوشتن واژه ها داشته باشیم این دردسرهارا هم نخواهیم داشت.کاش یکی هم بود که به ما به زبان بختیاری املا می گفت.
* در گفتار زبان فارسی و بختیاری هیچ مشکلی وجود ندارد چراکه گویندگان در ارتباط گفتاری با هم مقصود هم را به درستی و به آسانی درمی یابند
همیشه اینگونه نیست و گاهی تلفظ غلیظ برخی طوایف و درک مقصود آنها برای خود بختیاری ها هم مشکل است.
من منکر اختلاف لهجه ای –نه زبانی- بین طوایف نیستم ولی منکر این هم نیستم که ارتباط انجام نمی گیرد بلکه نخست به کندی صورت می گیرد.این را که می گویم واقعاً شاهدش بودم: در مجلسی در اهواز بودم سه زن در کنار هم نشسته بودند و با هم سخن می گفتند و نمی دانم چه طور هم را می فهمیدند و آن را که در جواب دیگری می گفتند درست بود؟ طرفش می فهمید چه می گوید:یکی بختیاری بدون یاد داشتن فارسی ،دوم: آذری زبان که برای نخستین بار به اهواز آمده بود سوم شوشتری. پس ما که زبانمان یکی است و لی با لهجه ی خاص خود صحبت می کنیم بهتر همدیگر را می فهمیم.
* مثلاً مصوت کوتاه (/-ُ/o) حق دارد تنها در لباس "و" خودنمایی کند
همیشه هم اینگونه نیست و مصوت کوتاه و یا ضمه، به صورت و مانند خود نمی آید.
گرچه همیشه ( در متون رسمی) مصوتهای کوتاه نوشته نمیشوند، ولی خواننده با توانایی درک مطلب از کل متن منظور را درمی یابد.

* دو نوع « ی» داریم: ی مجهول ē و ی معروف یا همان مصوت بلند «ی»"I".
بیایید بختیاری بگوییم. این واژه ها بختیاری هستند و مصوت ی ندارند بلکه کسره ی کشیده دارند، مگر اینکه شما این واژه یا واژه های مشابه را به فارسی بخوانید و یا فارسی بدانید. این هم از مشکلات خط بختیاری است که باید برایش راهی یافت. برخی جاها مانند گروهی از طایفه ی بابادی کلمه ی سیخ را با کسره ی سین سِخ و تیغ را با کسره ی ت تِخ تلفظ می کنند.
* همه ی واژه هایی که در بالا آورده ام یای مجهول دارند که به اشتباه آن را «ه» پنداشته اند
بسیاری از این کلمات در نواحی مختلف تلفظ متفاوت دترند و اگر شما بخواهید تنها تلفظ یک منطقه را ملاک قرار دهید، نظرتاندرست است. برای مثال در برخی مناطق نِهلُم ، برخی جاها نیلُم ، و بعضی جاها نیهِلُم تلفظ می شود. به نظر شما کدام یک درست است؟ به شرطی که نخوتهید به اجبار تلفظ خاصی را رواج دهید.
پاسخ: عزیز من ،چرا این گونه فکر می کنید نخست اینکه کار بدون پژوهش و اطلاع یافتن از چم و خم کار بی فایده و حتی غیرممکن است و آن چه داده شود جز "تهمره" نخواهد بود.دوم باید "زبان"و "گفتار" و" خط" و... را به خوبی شناخت تا بتوان کار تغییریا اصلاح را انجام داد.نگاه کنید به همین چند واژه ای که خود آورده اید من دربالا آوردم که هرکسی به ویژه شاعران که پرکارتراز دیگران هستند هرکسی به میل خود برای این واژه صورت املایی درست می کند و به خورد من  و شما می دهد بدون این که دقت کند صدای های اصلی این واژه کدامند و چیستند؟ این واژه  در برخی طوایف با یای معروف   به کار می رود و اگر به جای هم به کار ببرید هیچ گونه مشکلی در ارتباط و انتقال پیام به وجود نمی آورد .اگر باور ندارید  امتحان کنید گرچه نیاز به امتحان ندارید بدون شک شما دوستان زیادی از طوایف مختلف دارید آیا مانند هم صحبت می کنید؟-اگر به زبان بختیاری صحبت می کنید-این ها ویژگی های لهجه ای طوایف هستند و باید بدان توجه کرد و باز این ها دلیل نمی شود که ما وظیفه ی خودرا در برابر ارزش های قومی خود انجا م ندهیم .دوست عزیز من به هیچ وجه قصد ندارم که  تلفظ خاصی را رواج دهم.من بااین رشته ی تحصیلیم در دانشگاه زبان و ادبیات فارسی بوده  ولی در کنار آن زبان شناسی همگانی خوانده ام و بدان علاقه دارم و در کنار آن با برخی زبان ها از جمله اردوی پاکستان  و پشتوی افغان هم آشنا شدم و به هیچ وجه مانند دستور نویسان قدیمی شمارا مجبور به پذیرفتن نظر خود نمی کنم."نهلم و نیلم" هردو یکی هستند که به علت عدم آشنایی با صدا یا بهتر بگویم واج های زبان بختیاری به این دوصورت نوشته اند: دوست عزیز همان طور که قبلاً آورده ام و باز می آورم: ما دو [ی] داریم:1- ی معروف یا همان مصوت بلند:  i  میmi  و دیگر ی مجهول که من همیشه و بیشتر درکتابم  آن رابه صورت ی̌̌ یایـ̌ نشان داده ام. اگر شما این واژه ارا که یای مجهول دارند با یای معروف هم بگویید متوجه می شوند: زینه و زیـ̌نه/میره . میـ̌ره. دیگر زهنه و مهره غلط اند .پس نهلم غلط است. هم چنین آن چه از لهجه ی بابادی گفته اید هم با یای مجول به کار می روند: سیـ̌خ،تیـ̌خ( نه تیـ̌غ) و... عدم توجه به یای مجهول باعث شده است که تصور کنیم این واژه ها با (هـ) هستند.برای املای درست این واژه ها به واژه نامه مراجعه کنید.
باز تکرار می کنم من به هیچ وجه نمی خواهیم  تلفظ خاصی را رواج دهم و در صلاحیت خود هم نمی بینم که دست به چنین کاری بزنم ولی بدانید ما ناچاریم که به زبان معیار برسیم و لازم هم هست چه زود چه دیر و این به نفع ماست.راستی قصدمان از گفتن  شعر  و نوشته مطلب چیست؟مگر نه ایجارد ارتباط با مردم و با خواننده ارتباط برقرار کردن است؟ چگونه بدون زبان معیار امکان پذیر است؟ خوشبختانه همین طور هم زبان هم را می فهمیم.
* گزینه ی چهارم: از دید من بهترین راه همین است یعنی اصلاح خط کنونی
معمولا راحت ترین راه هر تغییر اجتماعی همین است. منتها توجه داشته باشید روش اصلاح زمان زیادی نیاز دارد، در ضمن کار تغییرات بیشتری رخ داده و باید به فکر گنجاندن آنها در مسیر اصلاح هم بود، مشکلات کار دلسردی می آورد و مهمتر آنکه در روانشناسی دو اصل داریم با عنوان منع موثردر گذشته و منع موثر درآینده که اشاره دارد به تاثیر منفی یادگرفته های گذشته ی ما بر یادگیری آینده یا بعدی و بالعکس. مثال تاثیر رانددگی در ایران بر یادگیری رانندگی در انگلیس که از سمت چپ می رانند و برعکس. اینها هم بر روشی که برای اصلاح خط برمی گزینیم اثرگذاشته و کار را طولانی و سبب دلسردی می شوند.
پاسخ:خوشحالم که موافقی دیگر یافتم. هرکاری بخصوص کار فرهنگی  مشکل است و با مخالفت هایی از چهار جهت امکان دارد مواجه شوید ولی نباید ناامیدتان کند.کار کار درستی است و رسیدن به نتیجه مهم است.دراین راه باید از تجربه های دیگران هم باید استفاده کرد. اتفاقاً آموخته های پیشین ما نه سنگ در راه ما بل همیار ما خواهند بود.مگر ما چند کلمه به خط انگلیسی می نویسیم در خط فارسی ما دخالتی دارد؟ مردم چندین خط و زبان می دانند و مشکلی ندارند ما که نمی خواهیم از خط فارسی دور شویم وفقط می خواهیم به نفع خود اصلاحش کنیم و بس.در مورد رانندگی انگلیسی و ایرانی فرمودید ناچارم بگویم که من در هندوستان این موضوع را تجربه کردم و مشکلی برای این به وجود نیامد تازه آموخته های ایران به یاریم هم آمد.
* ناگفته نماند که برخی از کردها و پاکستانی ها هم که از این خط و نوشتار استفاده می کنند....
پاکستانی ها را نمی دانم ولی به نظر شما کردها چه مشکلی را حل کردند؟ یکی از مشکلات تغییر خط یا ساختن خط ایجاد نوعی حس ناسیونالیستی در افراد است که ممکن است در من که جنبه ی کمتری دارم مشکل ایجاد کرده و یا دیگرانی که فرصت طلبند از این حس استفاده کنند، نظر شما چیست؟
پاسخ: موقعی که دانشجو بودم در واحد های زبان شناسی  درسی داشتیم به نام آشنایی با خط و زبان اردو به استادی شخصی به نام گوهر نوشاهی که خود پاکستانی بودند.دیدم که پاکستانی ها برای این که همین خط مارا با زبانشان هماهنگ کننددست به ابتکارهایی زدند که جالب بود مثلاً روی حرف د  ،ط کوچکی نهادند و آن را برای صدای خاصی به کار می بردند مانند همان کاری که من برا ی ی̌ کردم.کرد ها هم کارهایی کرده اند از جمله برای مصوت ها نشانه هایی برگزیند مثلاً بر مصوت –ُ "و" و برای مصوت او  دو واو نهادند: گُل: گول/گول: گوول.بسیاری از مشکلات را برطرف کردند و بدان که قرار نیست همه ی مشکلات رفع شوند تازه امکان دارد در کنار حل 20 مشکل دوسه مشکل تازه هم پیدا شود ولی می ارزد.
اصلاً در کار ما حس ناسونالیستی و ... نیست و فقظ می خواهیم کاری که دیگران در فارسی به دلیل حجم زیاد آثار چاپ شده  نتوانستند کاری کنند ما به دلیل آثار کم چاپ شده  باید دست به کار شویم – تا دیر نشده و به سرنوشت فارسی گرفتار نشده ایم کاری کینم و می دانیم 50 سال دیگر همین کار هم باید تکرار شود.* مثلاً در بختیاری سه واژه هست که در آن ها [ک] به کار رفته ....
این تنها در بختیاری نیست که در فارسی هم هست و تنها در صدای ک نیست که در گ هم هست. هرگاه بعد از ک و گ مصوتهای بلند بیاید یکنوع تلفظ دارند و اگر مصوتهای کوتاه بیاید نوع دیگری تلفظ می شوند. جالب اینجاست که این مشکل در همسایگی خودمان در دزفول نیست و در بین عرب زبانها و ترک زبانها هم دیده نمی شود. باز هم گروهی از حضرات بابادی ( شیخون بهو روزمون یا باباروزبهان) صدای ک را به شکل خاص و متفاوت با دیگر تیره های بابادی تلفظ می کنند
پاسخ:  این موضوع در همه ی زبان ها هست در بخیتاری حتی چند نوع(ر) هم داریم. همه ی این انواع و حتی در شیخو῀ بوروزمو῀ هم  همین طور است و واجگونه اند باعث عدم ارتباط نمی شوند.کاش به لهجه ی شیخو῀ روات(شیخ رباط) هم گوش بدهید.من که به راحتی آن هارا می فهمم .شمارا نمی دانم.
*باید راهی بیابیم که به راحتی بخوانند و به راحتی بنویسند .
بهترین راه، ایجاد علاقه در بین بختیاری ها نسبت به زبان مادریشان است و در این زمینه پیشنهادی دارم ( اینها را از یک وبلاگ گرفته ام که متاسفانه آدرس آن را فراموش کرده ام و امیدوارم نویسنده اش برمن ببخشد). از آنجا که اشعار موزون هستند، جذابیت داشته و سبب یادگیری بهتر و بیشتر خواهندشد، می توان از شاعرانی که به بختیاری شعر گفته اند خواست آن را به زبان محلی روی سی دی ضبط و در دسترس قرار دهند. می توان در کنار آن و بر روی سی دی ها متن شعر را هم نوشت تا با استفاده از کامپیوترکه امروزه همه گیر شده، افراد با خواندن ونوشتن اشعار آشنا شوند. چنانچه شاعر قادر به این کار نباشد، می توان از افرادی که به خوبی بختیاری صحبت می کنند خواست تا این کار را بکنند.استفاده از نمایش و فیلم های کوتاه به زبان بختیاری ( نه مانند آنچه در تلویزیون خوزستان دیده و می بینیم ) استفاده کرد و برای آنکه همه فهم باشد، از زیرنویس استفاده کرد و به تدریج به سمتی حرکت کرد که زبان بختیاری لااقل در بخش شفاهی حفظ گردد ( این راه حلها علاوه بر زمان زیادی که لازم دارند، به بودجه وامکانات مالی زیادی نیز نیاز دارند). باید  کاری کرد تا صحبت به زبان بختیاری مانند آنچه امروز می بینیم سبب خجلت نباشد. کار اصلی را باید ما بزرگترها بکنیم و جز در موارد ضروری مانند مراجعه به ادارات، به زبان خودمان صحبت کنیم کاری که ترکها، کردها، عربها وخلاصه همه ی اقوام ایرانی انجام داده و می دهند ( راه دورنرویم شوشترو دزفول بهترین مثال است
پاسخ:  من که با نظر شما موافقم و دیگر این که کاری کنیم به زبان و فرهنگشان بنازند و به جای و شادی درکنارساختن این همه جوک  که در برخی از آن ها  طنز گزنده ای  هم هست و لازم اند به خلق آثاری جدی بپردازند و خود و دیگران را تشویق کنند که به زبان مادری خودشان هم بخوانند هم بنویسند.بیایید یاد بگیریم از شوشتری ها و ... بدون هیچ گونه احساس شرمی به زبان خود می گویند  گرچه آن ها هم مانند ما- ولی بیشتر- ضعف در نوشتن دارند.سال های قبل  از انقلاب در شهری دور از مسجدسلیمان تدریس می کردم که می دیدم معلمان به  زبان محلی خود زیست و...تدریس می کنند و بچه ها چه خوب می فهمند ولی ما هنوز صحبت نکرده برایمان از سوی خودی ها چند پرونده درست می شود.باور می کنید؟البته به خیر گذشت.مدرکش هم هنوز هست. پرسشی دارم از شما و همه ی بختیاری ها به ویژه کسانی که زبان بختیاری را می دانند ولی از سخن گفتن بدان خجالت می کنند: شما شده که یک کرد یا لر خرام آبادی یا آذری را به خاطر لهجه ی غلیظشان تمسخر کنید؟ برخی فکر می کنند چون ما فارسی حرف می زنیم دیگر لهجه ی بختیاری نداریم.من در خوزستان به دنیا آمده ام و بزرگ شده ام ،بگذار دو خاطر که برایم خودم پیش آمد بگویم: سال ها پیش برای کاری به سازمان لغت نامه ی شادروان دهخدا در تجریش رفته بودم همین که چند کلمه با کارمندی صحبت کردم متوجه شد که خوزستانی هستم و حرف هایی زد که دریافتم که فکر می کند همه ی خوزستانی ها عرب زبان اند.
دوم: بالطبع وقتی مشهد درس می خواندم تحت تأثیر زبان مشهدی ها بودم. فارغ التحصیل شدم و برای خدمت سربازی پس ازدوره ی آموزشی به سیستان و بلوچستان رفتم و بعد از ترخیص از سربازی  استخدام شدم و برای تدریس به جایی کردزبان در غرب ایران رفتم. سپس به شهر خودم مسجدسلیمان برگشتم. با زحمت زیاد تلفن دوستی را در تربت حیدریه یافتم و به ایشان زنگ زدم می دانید اولین سخن او چه بود؟ ظهراب چرا لهجه ات این طوری شد؟  چون هرجا که بروی ناخودآگاه تحت تأثیر ویژگی های لهجه ای آن جا قرار می گیری.
) *موقعی باید ترسید که واژه های بختیاری کم کم جایشان را به معادل های فارسی بدهند و عملاً چیزی از خود نداشته باشیم(شعر های شاعران بختیاری را بخوانید تا ببینید چقدر از واژه های بختیاری تهی اند) با این موافقم و در بخشی از پیامم هم به آن اشاره داشتم که علت اینکه نمی توانیم به بختیاری صحبت کنیم این است که واژگان کافی نداریم و همین کمبود واژگان ما را به اینجا می رساند که نمی توانیم دربین جمع درباره ی موضوعی به زبان بختیاری صحبت کنیم ویا : چون قافیه تنگ آید … و الخ. موفق باشید.خدانگهدار
پاسخ: عزیز من، به خدا واژه ی کافی داریم فقط همت می خواهد که آن هارا روزانه به کار ببریم.در کتاب واژه نامه ی من  ببین چقدر واژه داریم -الان مقدار زیادی هم گرد کرده ام و باید بدان بیفزایم – کدام را ما به کار می بریم؟ چرا وقتی چند بختیاری باشیم به خوبی با هم صحبت می کنیم ولی در جمع رسمی نه؟تمرین می خواهد و بس .
 کاش زمانی برسد که کودکان ما بخصوص کودکان عشایری ما کتاب درسیشان به زبان بختیاری باشد و آن گاه خواهید دید که چه تحولی در یادگیری کودکان بختیاری زبان به وجود می آید. این خواسته ای است که خارج از قاون اساسی کشورمان نیست.موفق باشید.





 

 

 

 

 



ظهراب مددی   |      |   نظرات | دوشنبه 28 آذر 1390


Facebook Twitter balatarin cloob viwio Donbaleh Google Buzz Google Bookmarks Digg yahoo Technorati delicious