تبلیغات
ظهراب مددی - مطالب آذر 1390
خانه پست الکترونیک RSS ارسال پیام RSS

پاسخی به یک دوست 2

آیا کلمات وارد شده به زبان بختیاری را باید با الفبای بختیاری (در صورت بودن) نوشت و اسامی خاص را هم باید تغییرداد؟
 این ایسایی که آوردم و ناغونی ها و... "ایشا" هم می گویند  اسم خاص "عیسی" نیست وضمیر است .ما در بختیاری /ع/ نداریم که بخواهیم رعایتش بکنیم و در زبان ما  و هم فارسی /ع/ به صورت همزه تلفظ می شود که در آوانگاری هردو را به یک نشانه- که اتفاقاً به یک شکل می آورند ی" ’" یا"?"مثلاً علی  را ?ali/’ali می نویسند.یا "این" ?in/’inدر این مورد گاهی در نوشته ها اصلاً بی نشانه می آورند:in.می دانید که خود زبان راه مقابله با این وارداتی ها را می داند و در زبان مردمان "اصیل گو" وحتی ماهم که ادعای تحصیلات فارسی را داریم نمایان است و این را بدانید که ما به جای همزه و  ع از هـ استفاده می کنیم به خاطر همین است که یکی ارس (باهمزه) ودیگری هرس(باهـ) می گوید  وباز عصمت و ساعت را چه می گوییم ؟ من و شمای شهری همان ساعت (باهمزه نه ع:سائت)ولی بختیاری کوه نشین حتی آن هایی که شهر نشین شده اند هصمت وساهت .من این نکته را بارها در مقاله هایی که در باره زبان شناسی بختیاری نوشته ام آورده ام.باز با کمال تأسف همان طور که در مقاله ی تغییر یا اصلاح هم آورده ام خانه را مطابق تلفظ خونه، "حونه" می نویسندواین عزیزان شاعر و نویسنده فکر نکرده اند که خانه کلمه ای غیر عربی است و ح چه واج باشد چه حرف ،عربی است و درفارسی با صدای /هـ/ به کار می رود.پس اگر خونه را حونه بنویسیم یعنی ریشه ی عربی دارد و دیگر این که ح در بختیاری کاربرد دارد. هم چنین خون را خین و حین می نویسند. خون و خانه فارسی ولی هونه  یا بهتر بگویم هو῀هhiṽe و هین یا به تلفظ بعضی ها خین بختیاری اند.
در خانواده ی خود دانش کلاس اول و دوم دبستان دارید؟آموزگار اول و دوم دبستان چطور؟ اگر دارید  بپرسیدکه مشکل اساسی بچه ها در نوشتار صامت ها  به ویژه صامت های مشترک با عربی در کدام است؟ از شما که می پرسم  به نظر شما مشکل دانش آموزان در چیست؟ با این که معلم دبستان نبوده ام ولی می دانم در واژه هایی که حروفی که حروف خاص عربی دارند مشکل دارند   همان طور که در مقاله آورده ام: ظاهر را می توان به شکل های مختلفی نوشت  که به نظر من همه درست است چرا که "ظ"،"ض"،"ز" و" ذ" یک صدا دارند: /ز/ پس زاحر، زاهر ، ضاهر،ظاحر و... یک تلفظ دارند و به نظر من درست اند اما رعایت حروف عربی در فارسی را الزامی کردند و باید رعایت شوند و تنها "ظاهر" را بپذیرند و باعث گرفتن نمره ی تک بیشتر دانش آموزان ما همین نکته است. پس چه اشکالی دارد ما عیسی، ظاهر، طاهر،باذل، ثریا،صادق و... را بنویسم: ایسا،زاهر،تاهر،بازل،سریا،سادغ ،مگر معنی آن ها تغییر می کند؟ اگر توافق کنیم که ظاهر را زاهر بنویسیم نظم دنیا به هم می خورد؟این ها همه قراردادی هستند.من سر کلاس همیشه این مثال را می زدم و الان هم می گویم: به آن ابزاری  که برروی  تخته سیاه مطالب را می نویسیم "گچgač" می گوییم الان بیاییم به آن "سنگ" بگوییم؟ مگر نمی شود؟ مگر اسامی خیابان ها و شهرها و آبادی ها را همین طور عوض نکردند و نمی کنند؟ شایدمردم به هر دلیلی مدتی در برایر این تغییرهامقاومت کنند  ولی روزی می رسد که راضی شوند.گاهی هم مردم به طنز گویی می پردازند ولی باز به راه رفته برمی گردند مانند میدان های  بنگشت و زیرسیگاری در مسجدسلیمان.
پروین ، بار، کار و... باعث می شوند دانش آموز نمره ی بد بگیرد؟ بدبختی ما از ص،ض و...و فرانسوی ها بیشتر از ما به فکر آسودگی فرزندانشان هستند.
علت کاربر "ظاهر"عربی در بخیتاری همین اشتراک خط است اگر چنین نبود می بایست واژه های دخیل انگلیسی را هم به خط انگلیسی می آوردیم.
ماباید کارمان آسان سازی باشد نه دشوارسازی.اگر چنین شود می دانید چقدر در وقت و انرژی و سرمایه ی ما و کودکان ما  صرفه جویی می شود؟
چندی پیش دوستی که دانشجوی دکترای ابیات فارسی در یک دانشگاه دولتی است  به من لطف کردند و زیراکس کتاب شعری به زبان بختیاری ولی به خط روسی  متعلق به حدود صدسال پیش به من دادند.به نظر شما آن شعر ها به خط روسی بختیاری هستند یا نه؟ خط مهم نیست زبان همه است گرچه ما به خط موجود عادت کرده ایم و در نهایت به آن علافه داریم.
*حرف اضافه ای داریم که «به» گوییم ولی در ایذه و بسیاری جاهای دیگر و حتی خود مسجدسلیمان«وِ» گویند.
به نظر شما تنوع تلفظی نیست؟ فکر کنم ربطی به خط نداشته باشد.                                          
همان طور که آوردم من منکر تفاوت لهجه ای نیستم و آن را نه عیب بلکه حسن می دانم ومگر کسانی که" وه" می گویند در ارتباط با منی که "به " می گویم با مشکل مواجه می شوند؟ ما حتی واژه هایی داریم که دریک طایفه کاربرد دارد و دیگری نه.ما باید این واژه هارا به متن گفتاری و نوشتاری دیگر طوایف بکشانیم.من به برکت پژوهش در زبان بختیاری از این موارد زیاد می دانم  که این صفحات مجال آوردن آن را نمی دهد:آمی âmiدر لهجه ی ناغان و اردل چه معنی می دهد؟دریدن deriδenدر لهجه ی سهید سوسن ایذه چه طور؟/بله سخن شما درست است و ربطی به خط ندارد به تلفظ دارد و هردو صورت درست هستند.
* منظورم این است که نوشتار فارسی و تحصیلات به زبان فارسی و عادت به خواندن به خط و زبان فارسی و آشنا شدن با شکل واژه های فارسی باعث چنین اتفاقی در ما شده است.*مگر ما که به زبان فارسی درس خواندیم و می نویسیم و می خوانیم بختیاری را از یاد برده ایم؟
فکرنمی کنید بهترین راه همین باشد زبان رسمی را یاد بگیریم و زبان خودمان را هم داشته باشیم که در این صورت کمترین مشکل را خواهیم داشت. راستی چرا بسیاری مانند شما حتی با یادگیری زبان فارسی ، زبان بختیاری را از یاد نبردند؟ آیا با تاکید بر همین عامل که سبب موفقیت شما و بسیاری افراد دیگر شده، نمی توانیم به هدفمان برسیم؟
عزیز من ما به خاطر تحصیل و کار و... ناچاریم زبان فارسی را بیاموزیم و حتی بیاموزانیم .حرف ما این است که نباید آن قدر فارسی باخته شویم که زبان مادری خودرا بی ارزش بدانیم و مانع یادگیری فرزندانمان شویم.بله من هم موافقم وچه اشکالی دارد فارسی و بختیاری و هرزبان دیگری که بتواند به ما در درست زیستن و بهتر زیستن یاری برساند بیاموزیم؟بحث ما روی بختیاری است که زبان مادری  و سرمایه ی ملی ماست و مورد بی مهری اکثر خانواده های بختیاری است.پدر و مادر با هم بختیاری صحبت می کنند سپس روی به کودکشان کرده و با فارسی  روان یا شکسته سخن می گویند.همین کار باعث می شود کودک تصور کند که به زبان بختیاری گفتن باعث حقارتش می شود.می تواند سخن بگوید ولی نمی گوید.سال ها پیش که دانشجو بودم آغاز ترم اول سال دوم بودیم و داشتم با دوستان و همشهری هایی که آن جا بودیم صحبت می کردم.به دوستی که منجزی است به شوخی گفتم: "سَکو زَنم مِن کَلاسه سَرِت".زنگ زد و ازپله ها داشتم بالا می رفتم که یکی خودرا به من رساند و پرسید: مسجدسلیمانی هستی؟ جواب من این دانشجو را که تازه از خانواده اش دورشده بود  بسیارخوشحال کرد.ما هرگاه در جمع بودیم و نمی خواستیم که کسی مقصودمان را دریابد بدون هیچگونه احساس حقارتی به بختیاری می گفتیم و چقدر موفق هم بودیم.
سفارش این حقیر به خانواده ها این است که مانع یادگیری زبان بختیاری کودکانشان نباشند و اگر نگران آینده ی آنان هستند بدانند این نگرانی هیچ ربطی به زبان بختیاری ندارد واین مقدار انرژی که صرف جلوگیری از یادگیری زبان مادری خود می کنند صرف  تربیت درست و تحصیلات ودیگرچیزهایی که برای آینده اشان مهم است بکنند.آیا پزشک،مهندس ،وزیر و... را دیده اید که لهجه ی زبان مادری خودرا به شدت حفظ کرده باشد و هیچ کس مانع پیشرفت آن ها نشده باشد؟ من که بسیار دیده ام.
ما که خودرا موفق نمی دانیم و سوخته ی سوخته ایم ولی شما که حتماً موفق اید  و امیدواریم.
*گرچه ما هم هنوز نمی توانیم در جلسه ای ،دو سه مطلب کوتاه را به زبان خودمان بگوییم چرا که عادت نکرده ایم و ....
چرا فکر می کنید عادت نکرده ایم؟ آیا برای واژه های مختلفی که هنگام سخن گفتن درباره ی یک موضوع نیاز داریم، در زبان بختیاری مابه ازایی داریم؟
قبول کنید که هنوز عادت نکرده ایم شاید یکی از علت های آن هم همان " حقارت"ی است که پدران و مادران به ما تلقین کرده اند.من دیده ام که حتی وقتی شاعران و نویسندگان در یک جا گردمی آیند تا سروده های خودرا به زبان بختیاری برای دیگران بخوانند مجری بختیاری زبان ،چوغا و شلوار بختیاری می پوشد ولی فارسی می گوید.خود شاعر هم فقط شعرش بختیاری است و همه ی فکرش و سخنش فارسی است. اگر عادت کرده باشیم عرق حقارت رااز پیشانی  پاک می کنیم  و دیگر بدون خجالت می گوییم آن چه را که باید بگوییم. در بازار دیده اید که مردم چه خوب به بختیاری می گویندو می شنوند؟
 ما به اندازه ی کافی که بتوانیم نیازهای روزمره ی خودرا بدون هیچ مشکلی برآورده کنیم در اختیار داریم ولی باید تمرین کرد.چطور وقتی دیگران این کلمات را به کار می برند ما متوجه منظورشان می شویم ؟ما عادت نکرده ایم این واژه هارا در زمره ی واژگان خود درآوریم. و باز عادت کرده ایم که معادل فارسی واژه های بختیاری را به کار ببریم تا مشهور به فارسی گویی شویم و مدالی بر سینه امان بزنند.اگر غرب زدگی جلال آل احمد را خوانده باشید دیده اید که می گوید: یکی از عوامل ورود واژه های عربی –که دیگر عربی نیستند- فخرفروشی و به اصطلاح پزدادن به من شما بود که بله ما عربی می دانیم و چه بر سر واژگان فارسی که نیاوردند.در زمان مغول هم تفریباً چنین شد واژه های ترکی وارد شدند.جهانگشای جوینی را ببینید. هیچ زبانی ناقص نیست و می توان آن را روزبه روز پربارتر از واژه ای نوکرد به شرطی که بخواهیم و به دیده ی حقارت به آن ننگریم.
و اگر بخواهیم با همین شرایط سخن بگوییم به ناچار با زبانی آمیخته از فارسی و بختیاری صحبت نخواهیم کرد؟ و اصولا حرف زدن به همان زبان آمیخته ای که گفتید در بسیاری موارد به علت نبود واژگان کافی نیست؟ دوستی از من خواست این عبارت را به بختیاری بگویم: اینترنت جهان را به یک دهکده ی کوچک تبدیل کرده که به آن دهکده ی جهانی می گوییم. شما می توانید به جای من این کار را بکنید؟
نه خیر  صحبت کردن به زبانی آمیخته به هیچ وجه نه کافی بلکه زیبنده ی ما نیست.اولاً مگر وقتی ما واژه ای را از زبان انگلیسی می گیریم آن راعیناًمانند گویندگان رادیو تلویزیون به شکل انگلیسیش به کار می بریم؟ ما کلمه ی ظفر عربی را از فارسی گرفتیم و کاری با آن کردیم که کمتر متوجه اصل آن می شویم؟ ما می گوییم: دفرdafar /جعفر را می گوییم:جافر.office  اننگلیسی را هفیس کردیم .این ها دیگر نه عربی نه فارسی نه انگلیسی  بل بختیاری اند.باور کنید بختیاری سختگیر تراز فارسی است .
به دوست خود از قول من بگویید زبان را دست کم گرفته اید و به چشم حقارت به آن می نگرید.متأسفم که ما چنین رفتار می کنیم.موقعی شاغل بودم و همان طورکه آورده ام تنها در کلاس فارسی صحبت می کردم یا همکاری که بختیاری نبود. گاه گاهی در هنگام تدریس  درسی به نکته ای می رسیدم که واژه ای مشترک در بختیاری بود بدان اشاره می کردم یا معادل بختیاری یک واژه ی فارسی را می خواستم که نخست با خنده ی دانش آموزان مواجه می شدم ولی کم کم که دیدند دراین کار جدی هستم باعلاقه گوش می دادند و برخی برایم واژه هایی از والدینشان می پرسیدند و برایم می آوردند.شاید باور نکنی نوشته هایی دارم که دانش آموزانم به ویژه دخترکه زبان گریزتر از پسرها هستند به زبان بختیاری برایم نوشته اند.
باری پاسخ شما: اینترنت دینا نه( ما دُینا می گوییم نه دنیا) کرده وا یه مال کوچیر که اگونس:مال دینایی.خنده دارد؟ به هیچ وجه.ببین با وجود بی مهری همه ی بختیاری ها باز چه توانایی دارد؟درضمن واژه سازان ما می توانند با توجه به قوانین واژه سازی در بختیاری برای دهکده ی جهانی  واژه ای نو بسازند یا به واژه های کنونی وسعت معنایی بدهند و جای خالی مفهوم دهکده ی جهان یرا پر کنند مانند مال گپه که درتضاد با مال کوچیره هم هست و می دانید که در بختیاری برای دهکده چندین واژه هست: بنه وار،بنه، مال،ده گه، آوادی،مالگه البته روزگاری هر کدام از این معنای خاص خودرا داشت ولی پس از تخت قاپو و رواج یکجا نشینی تقریباً هم معنی شده اند.
روزی در جلسه ای با شرکت دبیران ادبیات سراسر خوزستان ، همکار عرب زبانی گفت: اکثر واژه های فارسی عربی اند.من جواب دادم: نخست توقف عربی است وقتی من فارسی زبان آن را بگویم فارسی زبان می فهمد ولی عرب زبان نمی فهمد چون تلفظش را مطابق فارسی کرده ام یعنی ق را با صدای غ گفته ام.دوم: این جمله هارا که همه واژه هایش عربی اند برای عرب زبان بگو حتی با تلفظ عربی خود آیا منظورت را می فهمد؟ خیر چون براساس دستور زبان فارسی چینش شده اند.
حال از شما می خواهم که " توقف اکیداً ممنوع "یا" استعمال دخانیات  اکیداً ممنوع" که همه ی واژه هایش عربی ولی نحوش فارسی است با واژگان فارسی سره به کار ببرید.من این دوجمله را نه عربی بل فارسی می دانم.
مگر فارسی و دیگر زبان ها واژگان کافی دارند که بتوانند مفاهیم تازه را پوشش دهند؟ فارسی برای اینترنت واژه ای دارد؟یارانه و رایانه و بالگرد و... برای چه ساخته اند؟ باید بدانیم هر زبانی با توجه به جغرافیایش وسعت می گیرد و رشد می کند.مردمی که در سرزمینشان برف نمی بارد برای  آن واژه ای ندارند.ما زندگی چوپانی داشتیم و هنوز هم داریم و در کوهستان زیست می کنیم ببینید چقدر نام برای بز و گوسفند داریم؟ برای سنگ و عوارض طبیعی همچنین. کمتر به شتر پرداخته ایم چون نداریم  ولی نزد ترکان قشقایی و عرب ها دیده ایم و می شناسیمش.فقط شتر و لوک داریم.درفارسی می گوییم سنگ ولی در بختیاری: برد،تینگر(تُنگر)،چات، راک؛ پر، گر،کر،کُه، کول، کورو و....هست و این دلیل ماست و من و شما که در شهر هستیم به دلیل تغییر محیط زندگی و شرایط آن همه ی آن ها را به کار نمی بریم و داریم مانند فارسی زیان ها به همان سنگ و ... بسنده و  رفع نیاز می کنیم.
ما هم می توانیم همچون فرهنگستان زبان ایران ،با یاری امکانات خود زبان بختیاری واژ ه های نو بسازیم و معنی برخی از واژه هارا هم وسعت دهیم:مثلاً "هره که" را در معنای کنایی به معنی مهار کردن.تحت اختیار درآوردن و...پیوند دهیم که واقعاً همین طور هم هست؟می دانید "هره که" چیست؟ به واژه نامه ی زبان بختیاری مراجعه کنید اگر بیابید.
فرض کنید موفق شدیم زبان بختیاری را به همان شکل آرمانی درآوردیم. برای ایجادارتباط با دیگر زبانها (ایجاد ارتباط کار اصلی زبان است ) چه می کنیم؟ آیا با تغییر تمام واژه ها به هدف اصلی زبان که برقراری ارتباط است می رسیم؟
نخسـت: برای ایجاد ارتباط با زبان ها ی دیگر  اگر منظورتان زبان هایی در کشورباشد که گفتم از زبان رسمی کشور استفاده می کنیم واگر قصدمان خارج از کشورباشد مسلماً زبان بین المللی. من منظور شما را از تغییر واژه ها را نفهمیدم آیا منظورتان واژه های بیگانه در بختیاری است یا تغییر .... واژه های فارسی را به کار نبریم و از معادل آن ها استفاده کنیم؟ چه اشکالی دارد؟قصد ما هم همین است که واژه های بختیاری را حفظ کنیم و به متن زندگی خود حداقل آن بخشی که مربوط به خودمان است نه فارسی بکشانیم. من می گویم بیایید بختیاری را آن طور که باید باشد به کار بگیریم و اجازه ندهیم که با ورود نحو و واژگان دیگر زبان ها تضعیف شود و تلاش کنیم به عنوان یک زبان و وسیله ی ارتباطی در جامعه ی بختیاری ها مورد استفاده قرار گیرد.به هرحال  ما مخالف  کاربرد واژه هایی که معادل بختیاری ندارند نیستیم ولی دوست داریم آن را که داریم به کار ببریم اگرنداشتیم تحت آن شرایطی که قبلاً گفتم از فارسی وام بگیریم و این کاری است که تقریباً همه ی زبان های زنده ی دنیا می کنند.زبان بختیاری وسیله ی ارتباط بختیاری هاست و قرار نیست وسیله ی ارتباطی با غیر بختیاری ها شود-چه عیب دارد بشود؟-  همان طور که فارسی هم وسیله ی ارتباطی بین ایرانیان است وبرای ارتباط با دیگران از زبانهای بین المللی استفاده می کنند ولی اگر یک فرد بیگانه فارسی یا بختیاری بداند وضع فرق می کند.ما می خواهیم دوباره زبان بختیاری به متن زندگی بختیاری ها برگردد بدون آن که از ارزش فارسی یا دیگر زبان هایی که به آن ها نیاز داریم بکاهیم.
آیا زبان بختیاری هم مانند انگلیسی آنقدر جاذب است که همه به ناچار به سمت آن بیایند؟ آیا به سرنوشت زبا ن نوشتاری کردی ( یا آنچه تحت این عنوان در کانالهای تلویزیونی می بینیم) دچار نمی شویم که تنها خوشان قادر به فهمیدنش هستند؟
من قبلاً توضیح دادم همه ی زبان ها جذاب اند و بین آنها فرقی نیست.اگر زبان ما هم موقعیت انگلیسی را داشت شما و دیگران می بایست تافل را در محیط زبان بختیاری می آموختید و امتحان می دادید.مطمئن باشید.
من نمی دانم زبان انگلیسی  چه جذابیتی دارد جز نیاز به یادگیری آن برای ارتباط با بیگانگان؟اگر نیاز به "نان در آوردن:  نبود کسی زبان انگلیسی می آموخت؟ البته برای خود انگلیسی ها زبانشان جذاب است همان طور که بختیاری و فارسی برای من. دیگر این که ما آن قدر نداریم که همه را به سوی زبانمان بکشانیم.اگر زبان ما هم برای دیگران جاذبه ی کار داشت آن هم یاد می گرفتند مگر در زمان های پیش لایارد ها و لوریمر ها بختیاری را نیاموختند چون که برایشان نان داشت.


پاسخی به یک دوست 1


دوست گرامی سلام ، شرمنده ام که دیر جواب می دهم  آن هم به دلائلی است که در خود وب تقریباً توضیح داده ام: مرگش پشت سر هم عزیزانم: به ترتیب: مادر، چند ماه بعد پدر، دو ماه بعد برادر بزرگ ،پرویز،بعد پسر برادر،آرمین، و چندماه بعد پسر دیگر برادرم ،امین، و این اواخر یکی دیگر از برادرانم،هرمز بدون احتساب دایی،عمه و دختر دایی وپسر یکی از نزدیکان مادریم و دوستان بسیار عزیزی چون الیاس منصوری که روح همه شاد باد....درخود وب اشاره هایی داشته ام به همین خاطر کم به سراغ وبم می رفتم وچند بار هم رفتم چیزی ندیدم تا دوسه شب پیش که  شب ، بی خوابی به سراغم آمد و پیام هارا دیدم. دیگر این که من سعی کرده ام مطالبم را نخست در نشریه ی کهرنگ که مخاطبانش کمتربا اهل اینترنت و کامپیوترانس دارند چاپ کنم و بعد در وبلاگم بیاورم تا دسته ای دیگر ازمخاطبان  که خواننده ی نشریه ی" کهرنگ "نیستند یا بدان دسترسی ندارند بخوانند که تقریباً  این کارم موفقیت آمیز بوده است.یکی از چند دلیل به روز نکردن وبلاگ همین است والا چندین مقاله آماده کرده ام از جمله  تغییراتی که به نظر خودم می توان در نوشتارمان دادو این کار من حاصل سال هال مطالعه و پژوهش است  . منتظرم پس از چاپ در کهرنگ دراین جا بیاورم.
و امّا بعد چون فضای وب محدود است من هم سعی می کنم هردفعه – تاآنجایی که  محدودیت اجازه دهد- به پرسشی پاسخ دهم.نخست پرسش شمار آورده ام بعد پاسخ خودرا. همان طور که خود آورده اید کلام مرا با * مشخص کرده اید و بعد درزیر آن پرسش خودرا مطرح کرده اید