تبلیغات
ظهراب مددی - مطالب ابر سرآغاز
خانه پست الکترونیک RSS ارسال پیام RSS

و اما بعد

عمومی | سرآغاز

در زمانی که خود را آماده ی نشاندن مطالب در این وب می کردم متأسفانه آرمین  برادرزاده ی سی و پنج ساله ام را که یک فرزند پسراز او به جا مانده است در یک حادثه ی ناگوار روز چهارم دی ماه ناباورانه از دست دادیم و ما را در غم  جانکاهی فرو برد به طوری که به قول خودمان دل و دماغی برایمان نماند و از شوک از دست دادن او هنوز بیرون نیامده ایم.
 با این حال این چند واژه را با بزرگواری خود به عنوان «درآمد» پذیرا باشید تا بماند مطالب دیگر.
نکته ی دیگر: پیش از این گفتم که طراح اصلی این وب  پسرخواهرم است و همه ی زحمتش به فارسی زبان ها به گردن و به گفته ی خودمان به گُرده ی اوست  نام این صفحه را نام خودم من نهادند که دوست داشتم واژه ای بختیاری باشد تا نام خودم .چند روز پیش نمی دانم چه شد که ناخودآگاه واژه ی «لَوکه» lawke بر زبانم جاری شد و به نظرم نام مناسبی برای این صفحه آمد.چنین شد که از فرزاد عزیز خواستم که این واژه ی اصیل و زیبا را بربالای این صفحه بنشاند.



به عنوان آغاز

عمومی | سرآغاز

با سلام
سابقه ی وبلاگ نویسی من به چند سال پیش می رسد که سیاه چادر "نورند"(به زبان بخیتاری یعنی جوانه) راچند نفری از نزدیکانم برپا کردند و از من خواستند که مطالبم راکه پراکنده بودند- هنوز هم هستند- درآن مقابل دید شما بگذارم گرچه بیشتر آن ها  پیش از آن در نشریات کشوری و محلی چاپ شده بودند یا بعداً چاپ شدند و می دیدم که با چاپ هر مطلبی چند وبلاگ و سایت کارا آن ها را نقل می کنند که شادمان می شدم که بدین روش خوانندگان بیشتری می یافتم.اما به دلیل شغل اداری،دبیری دبیرستان ها و پیش دانشگاهی های شهرم ، مسجد سلیمان،  فرصتی نداشتم که آن را ادامه دهم و به روز نمایم. بعد از آن هم درگذشت مادر ،پدر و برادرم در فاصله زمانی بسیار کوتاه، حوصله را از من گرفت.فکر می کردم که با بازنشسته شدن و دور شدن ناخواسته و بالاجبار از مسجد سلیمان و سکونت در شهری دیگر فرصت بیشتری می یابم تا به این کارها و به روز کردن " نورند " بپردازم که باز " بازدارنده ها " امانم را بریدند تا این که خواهرزاده ام که دستی در رایانه و اینترنت دارند بدون این که مرا آگاه کنند خود وبلاگ دیگری با نام خودم طراحی کردند ومرادربرابر کاری انجام شده قراردادند و از من خواستند که  به ایشان مطلب بدهم یا برسانم.آری مرا در مقابل کاری انجام شده قرار دادند و باز مشکلات و رفت و آمد ها به خاک مقدس خوزستان که هنوز در دلمان جای دارد و خواهد داشت و روز به روز این خاطرخواهی هم بیشتر می شود  باز ما را از نشاندن مطالب در وبلاگ باز می داشت.به هر حال ما هم لطف ایشان را پذیرا شدیم و جواب ایشان را با این دیباچه ی ناچیز پاسخگو شدیم تا بماند به مطالب بعدی.
و امّا آن ها یی که با کار من و نوشته های من آشنایی دارند می دانند که علاقه ی من به "زبان" و ازجمله "زبان بختیاری "( به قولی با این که " فارسی زبانیم " ولی در خواب به بختیاری صحبت می کنیم) است ولی در کنار آن، مطالبی که با این وسیله ی ارتباطی نمود پیدا می کنند هم دور از علاقه ی من نیستتد مانند متل ها، نظیر ها ،بیت ها ، چنه چنه ها(چیستان ها) و نحوه ی زندگی و آداب و رسوم  که جایشان در پژوهش های کنونی بختیاری بسیار خالی است.

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید